تبليغاتX

موج مرده - آيا سيادت معيار مناسبي براي انتخاب کانديداي اصلح رئيس جمهوري است؟

 

سیادت معیار اصلحیت!

 

آيا سيادت معيار مناسبي براي انتخاب کانديداي اصلح رئيس جمهوري است؟

 

میرحسین موسوی

 

در اول کلام، تکليف خودم را با سيادت و مقوله انتساب به اهل بيت عصمت و طهارت علیهم‌السلام مشخص کنم؛

اينجانب سيد بن سيد بن سيد بن .... سيد بن زيد بن علي بن حسين بن علي‌بن‌ابيطالب عليهم‌السلام هستم و درضمن مادر و همسرم نيز سيد هستند؛ اما با کمال جسارت و اعتقاد راسخ اعلام مي‌کنم سيادت همواره ملازمِ اصالتِ اخلاقي و ديني نبوده و لزوماً به اين معنا نيست که تمامی افعال سرزده از سيدزاده قابل تأييد و ستايش است و به کلی شایسته اعتماد و التفات قلبی است.

 

مصادیق عدم التزام سیادت با اخلاق

 مصاديق بارزی در تاريخ موجود است که به يقين بر عرايض حقير صحه مي‌گذارد، که در ادامه به عرض مي‌رسانم؛

آيا کسي از نظر اصالت و انتساب به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام برجسته‌تر از فرزند امام و حجت‌خدا مي‌تواند باشد؟

بی‌شک ماجرای عموی حضرت صاحب‌الأمر و ادعای امامتش بعد از شهادت حضرت عسگری علیه‌السلام و دعویش در حضور حضرت ولی‌عصر روحی لتراب مقدمه‌الفداء برای نماز خواندن بر پیکر پاک حجت خدا، امام حسن عسگری علیه‌السلام را شنیده‌اید، مگر جعفر کذاب فرزند بلافصل امام هادي عليه‌السلام نبود؟

با اين اوصاف او را چه بايد خطاب کنيم "سيد جعفر کذاب!!!؟"

آيا او فرزند و برادر و عمو و نوه امام علیهم‌السلام نبود؟!

متأسفانه در دورانِ معاصر نيز از اين دست مس‍‍ؤلانِ سادات‌نسب کم نبوده‌اند که بسيار بنام و معروفند؛

 

سید ضیاء طباطبایی

 

آيا کسي هست که سيد ضياءالدين طباطبايي را نشناسد و از خودفروختگي و خيانت‌هايش بي‌خبر باشد، مگر سید احمد مدنی خائن که خود را سرباز جان بر کف امام (رحمت‌الله‌علیه) می‌نامید و در نهایت از خائنین به امام و انقلاب و ملت گشت، از نسل سادات نبود؟

 

سید احمد مدنی خائن

 

و به‌قول رفقا "شاخ" اين جريان، سيد ابوالحسن خان بني‌صدر است!

به‌راستي اگر کسي به صِرف سيادتتش مقدّس مي‌شود، بياييد دست به دعا برداشته و از درگاهِ غفارُالذُّنوب براي خود و گذشتگان‌مان، به‌خاطر توهين‌هايي که به اين سيّد داشته‌ايم، طلب مغفرت و آمرزش کنيم و راه انابه در پیش بگیریم تا خدا از سر تقصيرات‌مان بگذرد!

مگر سيّد ابوالحسن بني صدر چه گناهي مرتکب شده بود که امت حزب‌الله به اين سيّد بي‌احترامي کردند و او را طرد نمودند، تا آن سيّد بينوا مجبور شود، رژ لب بزند و سرمه کشيده و سرخاب سفیداب کرده و ابروبرداشته، در کِسوتِ نسوان، جلاي وطن نموده و از اين سرزمين بگريزد!؟

 

سید ابوالحسن بنی صدر خائن

 

آيا سرسپردگي به دشمنان انقلاب و امت جرم است؟ آيا واگذارکردن اطلاعات محرمانه‌ی ايران عزيز به سازمان مطبوعش ، سيا CIA ، کاري ناسره و ناصواب است؟

آيا باعث شهادت و به خون خفتن نخبگان و عصاره‌گان و بهترين جوانان اين سرزمين شدن، ايرادي دارد؟

چه‌طور ما عوام (عامّ غير سيّد) به خودمان اجازه مي‌دهيم به اين سيّد اولادِ پيغمبر اهانت کنيم؟!!

البته اين نکته از اذهان ما دور نماند که سلسله جليله سادات، همه « شجرنامه » داشته و به يکي از ائمه بزرگوار صلوات‌الله‌علیهم مي‌رسند، که در اين صورت سادات دو شاخه مي‌شوند قلابي و اصلي! که از قلابي يا اصلي بودن افراد صدرالإشاره به‌غير از جعفرخان کذّاب، اطلاع دقيقي در دست نيست!

 

سياست پيرزني!

بي‌بي‌جاني داشتيم که ملاکش برای تشخيص سره از ناسره سيادت بود؛ تا مي‌گفتيم براي کبري و صغري خواستگار آمده و سيّد است مي‌گفت: « مبارکه ننه! يه‌وقت دلِ سيّدِ خدا را نشکونيد؟! ».

همين بي‌بي‌جانِ ما در انتخابات‌هایی که سادات کاندیداي رياست جمهوري بودند بدون هیچ بررسیی، به سادات رأي می‌دادند و نصايحِ هيچ ناصحي را به گوش نمی‌گرفتند! (البته به لحن خودشان!)

امّا اين سياست پيرزني هم براي خودش تاريخچه‌ي  درخشاني‌دارد از سيّد ضياء تا سيّد ابوالحسن، از سيّد ... .

"خداوند بر همه افعال و افکار ما آگاه است".

 

 

طرفداران میرحسین موسوی و موج سبز

 

سبز، رنگ خوش‌تیپ‌ها!

 در دوران خاطره‌انگيز دانشجويي منشم اين بود که در ايامي که رختِ عزاي اهل‌بيت عصمت علیهم‌السلام را به تن مي‌کردم با افتخار شالِ سبز سيادت را به گردن مي‌انداختم، (البته هم‌اکنون هم اين‌کار را در مجالس عزاي اهل بيت علیهم‌السلام مي‌کنم) در دانشگاه دوستان آن‌چنان چپ چپ نگاهم مي‌کردند که انگار جنايتي غيرقابل بخشش را مرتکب شده‌ام، اما امروز مي‌بينيم که به واسطه‌ی تبليغات و تز تبليغاتيِ آقاي ح- ع مسؤل مؤسسه‌ی س- ن، دختران و پسران سبز مي‌پوشند و مچ‌بند سبز مي‌بندند و با افتخاری عجیب و غریب دستشان را تا بالای آرنج برهنه می‌کنند ؛ حتي خيلي از اين دخترکان با آن حجاب‌هاي آن‌ور آبي‌شان و مانتوهای سبزرنگ 25000 تومانی پیشکشی آن بانوی دوچرخه‌سوار! و پسران با آن موهاي سيخ تو پيريزشان نمي‌دانند، کانديداي سبزاَنگ‌مان کيست و از کجا آمده و به کجا مي‌خواهد برود!؟

 

طرفداران میرحسین موسوی

 

چراغ راهنمايي سه رنگ دارد:  سبز و  زرد و قرمز!

پشت چراغ قرمز که باشيد، به محض ديدنِ چراغِ سبزرنگي که انتظارش را مي‌کشيد، به حقّ مشروعتان يعني عبور از خط و چهارراه مي‌رسيد و اين حرکت‌تان داراي مشروعيت مي‌شود، رنگ "سبز" به شما اجازه عبور مي‌دهد؛ متأسفانه امروز به وضوح مي‌بينم و هر انديشه‌ی آزاده‌اي به خوبي در مي‌یابد که اين رنگِ يادآورِ مقدسّات يعني سبز، مجوز عبور از مرزهاي عفت و اخلاق و دين شده است و دختران و پسرانِ طرف‌دار جناب موسوي براي رسيدن به اهداف اونجورکي‌شان! مجوز سبزرنگی  به‌صورتِ مچ‌بندِ سبزي بر مچ و حتي بازو می‌بندند تا بتوانند در ميتينگ‌هاي شبانه و روزانه در هم بلولند و شعار آزادي انديشه سر دهند! و در آخر، اصلاً معلوم نيست در انتخابات شرکت می‌کنند يا  نه!؟ و اگر شرکت کنند به جناب موسوي راي مي‌دهند يا نه؟

إنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالعِباد

 

طرفداران میرحسین موسوی و خاتمی و جریان اصلاحات

 

 در پايان عاجزانه از جناب موسوي مي‌خواهم بيش از اين وجهه‌ی خود را در اذهان امت حزب‌الله بي فروغ نکنند و از طرفداران سينه چاکشان بخواهند اخلاق اسلامي را رعایت نموده و از سوءاستفاده از مقدسّات و يادآورانِ مقدسّات و همچنین، دل پاک مردم عشایر و روستاها و شهرها و امثال بي‌بي‌جانِ ما دست بردارند و به راه و خط امام که شديداً به آن ابراز ارادت دارند برگردند.

انَّ اللهَ لايُحِبُ کلَّ مُختالً فَخوُرا

 

والسلام علی من اتبع الهدی

 

تهیه شده به همت دیده‌بان  | |

 
(حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران  عدالت