شهيد محرّم
بهياد شهيد محمدرضا گوسفندشناس

روايت اول :
محمد رضا از همان سربازهايي بود كه به قول امام (ره) در سخنراني سال 42 ، در گهواره ها بودند ، متولد سال 1340 نجف آباد .
روايت دوم :
ساواك اگر مي خواست دنبال هدايت كنندگان تظاهرات ضد رژيم بگردد ، جز اولين نفرات ، سراغ او را مي گرفت .
روايت سوم :
با اين كه در دبيرستان فكر و ذكرش انقلاب و مبارزه بود ، اما درست چندماه بعد از انقلاب ديپلم فني اش با موفقيت كسب كرد .
روايت چهارم :
انقلاب كه پيروز شد در پي غائله تجزيه طلبي كومله و دمكرات ، سرازكردستان درآورد همان جا اسير مزدوران دمكرات شد ، ولي مگر مي شد محمدرضا را در يك جا نگه داشت ، تا آمده بودند به خودشان بيايند ، مرغ از قفس پريده بود .
روايت پنجم :
در آزاد سازي خرمشهر به شدت زخمي شد ولي هنوز كاملاً بهبود نيافته بود كه سر از عمليات رمضان در آورد !
روايت ششم :
آن موقع ها كه منافقين كوردل از لج اين كه مردم به ماهيت امپرياليستي شان پي برده بودند و از جامعه طردشان كرده بودند ، نخبگان و مسئولان ارشد نظام را هدف قرار مي دادند ، حفاظت از جان شخصيت هاي انقلاب كار بسيار سخت و خطرناكي بود ، كاري كه محمدرضا به عهده گرفته بود ، اگر لطف خدا نبود آن شب كه منافقين در راه منزل ترورش كردند ، جان سالم بدر نمي برد .
روايت هفتم (شهادت):
عاقبت بخيري بهتر از اين ، عزادار و عاشق سينه چاك اباعبدلله باشي و در عمليات محرم آسماني شوي ! در قفست را باز كنند و تو مثل يك پرندة عاشق پربزني روگنبد آقا امام حسين (ع) ! در بحبوحه عمليات يك تركش يا حسيني ! راه اين مجاهد خستگي ناپذير را به سوي آسمان خدا باز كرد .

شهيد محمد رضا گوسفندشناس در سایت تخصصی دفاع مقدس "ســاجــــــــد"


