زندگی نامه شهید ابوالقاسم حجتی

ابوالقاسم حجتي در سال 1337 در شهرستان نجفآباد اصفهان در خانوادهاي مؤمن و متعهد به احكام اسلام ديده به جهان گشود. دوران كودكي و نوجواني ابوالقاسم به دليل مشكلات مالي به سختي گذشت. او مجبور بود در طول دوران تحصيل به منظور كمك به اقتصاد خانواده به كارهاي سخت بپردازند. او در همان زمان در تمام جلسات مذهبي و قرآن شركت نموده ولي پس از اتمام دوره دبيرستان در رشته كشاورزي دانشگاه مشهد پذيرفته شد. اما با شركت دوباره در كنكور، در رشته مهندسي عمران دانشگاه صنعتي اصفهان مشغول تحصيل گرديد. حجتي در دانشگاه به مبارزه عقيدتي با ماركسيستها پرداخته و با اوجگيري انقلاب به صف مردم مبارز پيوست و پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي به فرمان امام (ره) فعاليت خود را بر عليه ضد انقلاب در دانشگاه با يارانش شروع نمود به طوري كه ضد انقلاب او را اسوه مرتجعين ناميد و برنامه قتل وي را تدارك ديد. حجتي سپس وارد نهاد مقدس جهاد سازندگي گشت و در روستاي شهركرد به فعاليت پرداخت و ضمن تحصيل راهي ديار نور شد و در قسمت مهندسي و راهسازي براي عملياتهاي مختلف تلاش نمود و بارها عاشقانه زخمهاي سبز جبهه را به جان خريد. خاكهاي گرم جبهههاي جنوب و غرب ايران دستان پر مهر ابوالقاسم را هنگام احداث جادهها در زير بمباران شديد دشمن به ياد دارند. سرانجام در بيست و دوم بهمن ماه سال 1364 در عمليات والفجر 8 با سمت مسئول مهندسي پشتيباني جنگ جهاد سازندگي نجف آباد شركت نمود، پس از دو روز در شمال اروند رود، خدا دل عاشقش را به سوي خود فرا خواند تا او نيز در جوار فرشتگان زميني در لامكان مأوا گزيند.

راه تكامل
حجتي در تمام صحنههاي نبرد و زندگي، به جهاد اكبر ميپرداخت و در سفر تكامل انسان، به بلنداي والاترين قله كرامت، معرفت و فضيلت دست يافت. آنجا كه در عمليات طريقالقدس همپا و همدرد خويش محمد علي حجتي را از دست داد، برادر عزيزي كه سالها يار و ياورش بود. چند ساعت پس از شهادت محمد علي، ابوالقاسم به شدت مجروح گشت، و ناچار او را به عقبه بردند. وقتي پس از بهبودي به خانه بازگشت، كنار پدر نشست و گفت: «اگر چيزي را خداوند از انسان بخواهد، انسان بايد چكار كند؟ اگر محمد علي شهيد شده باشد، بهتر است يا اينكه زنده باشد؟» با اين سخن پدر را آماده نمود كه خبر عروج فرزندش را بدهد، پدر نيز با مشاهده استقامت ابوالقاسم پاسخ داد: «اگر زنده باشد، شايد بيشتر بتواند خدمت كند ولي اگر شهيد شده باشد، من راضي به رضاي خدا هستم.»

كارخانه يخ
هواي گرم تابستان و عدم دسترسي به يخ طاقت بچهها را كاسته بود، نيروها هر كدام در گوشهاي از سنگر نشستند. «خدايا نگذار عطش بر ما غلبه كند.» حجتي آستينها را بالا زد، علي ايمانيان و چند نفر از ديگر دوستان نيز همراه او رفتند، همه حيران به او نگاه مي كردند، حجتي ميخواست به بچهها يخ برساند؟! پس از 24 ساعت لبخند شادي بر لبان نيروها نشست، با وجوديكه دشمن در فاصله 2 الي 3 كيلومتري كارخانههاي يخ قرار داشت، ابوالقاسم آنها را راهاندازي نمود و از آن روز به بعد اين كارخانهها، يخ منطقه عملياتي آبادان را تأمين ميكردند، حجتي هميشه در انجام كارهاي مهم پيش قدم بود، احداث بيمارستان صحرايي در مدت 4 الي 5 روز، آمادهسازي منطقه عملياتي فتحالمبين در محور دالپري، باز نمودن محور عملياتي بيات در عمليات محرم، احداث جاده چاله سبز يا جاده جنوب شهر پنجوين در عمليات والفجر 1، حاكي از تلاشهاي صادقانه جهادگر مخلص ابوالقاسم حجتي بود.

عملیات هایی که شهید در آن حضور داشت:
|
مسووليت شهيد |
تاريخ عمليات |
نام عمليات |
|
|
مسئول اداره كردن دستگاههاي مهندسي |
1360/09/08 |
طريق القدس |
1 |
|
- |
1361/01/02 |
فتح المبين |
2 |
|
- |
1361/02/10 |
بيت المقدس |
3 |
|
- |
1361/04/23 |
رمضان |
4 |
|
مسئول بازكردن يكي از محورهاي عمليات (محور بيات) |
1361/08/10 |
محرم |
5 |
|
- |
1361/11/17 |
والفجر مقدماتي |
6 |
|
- |
1362/01/21 |
والفجر1 |
7 |
|
- |
1363/12/19 |
بدر |
8 |
|
مسئول مهندسي پشتيباني جنگ جهاد سازندگي نجف آباد |
1364/11/20 |
والفجر8 |
9 |
وصيتنامه
... در اين موقع كه مجدداً براي پاسداري از اسلام و قرآن عازم جبهههاي جنگ حق عليه باطل هستم با اطمينان كامل از اينكه در جنگ، شهيد شدن و كشتن هست، چون وظيفه الهي است با همه علاقهاي كه به امت شهيدپرور و خانواده و برادران و دوستان داشتم، همگي را به خداوند منان سپرده وعازم جبهههاي نور عليه ظلمت ميگردم.
پيام به امت عزيز: پيامهاي امام امت (ولايت فقيه) را گوش داده و دستورات آن را عمل كنيد، هر چقدر كار داريد [بايد] پيامها را گوش داده و ببينيد كه چه مسئوليتي را در آن لحظه به دوش شما ميگذارد كه بايد عمل كنيد و گرنه در روز قيامت مسئول هستيد.
ملت عزيز! خانوادههاي شهدا را از ياد نبريد، خداي ناكرده كاري نكنيد كه دل فرزندان شهدا شكسته شود، توجه داشته باشيد كه حضرت علي (ع) در مورد يتيمان و سرپرستي آنها چه فرموده و با فرزندان شهدا چگونه عمل مينمود.
دوستان و برادران دانشجو! در اين زمان وظيفه شما بس سنگين است. شما هر قدمي كه برميداريد بايد در راه شهيدان و اهداف مقدس آنها باشد. مبادا خون اين همه شهيد را با بيتفاوتي پايمال نماييد... اي عزيزان بدانيد جهان هستي، ماديت تنها نيست، مبادا فقر مادي باعث فقر فرهنگي وذلت و خواري شما گردد... مسئولين ارگانها، ادارات و دانشگاهيها بايد بدانند كه هر چه مقام آنها بالاتر باشد، مسئوليت آنها در مقابل خدا و خون شهدا و اين ملت مظلوم بيشتر است. فكر نكنند كه وارث خون شهدا ميباشند، بلكه بايد خدمتگزار اين ملت باشند و از روي عدالت رفتار نموده و از كم كاري و اسراف بپرهيزند و اگر چنين نكنند، عذابي سخت در انتظار آنهاست.
به اميد ظهور حضرت مهدي (عج) و پيروزي مسلمين بر كفر جهاني.
منبع:كتاب ره يافتگان وصال


