درآخرینمطالبپایگاهفرهنگیموجمردهببینید:
موجمرده شهيد حسين علي ابوالقاسمي موجمرده قسمتی از وصیتنامه شهید ابوالقاسم حجتی موجمرده اوراق چي آباداني شهر را نجات داد موجمرده عمامه من كفن من است کوتاه از شهید ردانیپور
زندگینامه امام هشتم آقا علی بن موسی الرضا عليه السلام 
مطمئن باشيد به اتهامات كروبي رسيدگي مي شود
موسوي بسيار فراتر از انتظار ما بود!
تاریخچه سادات شیرازی در ایران
سريال LOST تطهیر چهره صهيونيسم
كلهر رفتاري بزرگمنشانه داشت و مردانگي و شجاعت با جانش آميخته بود. وضعيت سخت زندگي در روستا و ديدن فقر و تنگدستي مردم، آتش عشق به برقراري عدالت و مبارزه را در درون او برافروخته بود. به همين دليل، در نخستين طليعه حركتهاي انقلابي، به صف انقلابيون پيوست و با گروهي از جوانان در تصرف پادگان «باغشاه» سابق (ميدان حر كنوني) همت گمارد. يك بار هم در جريان مبارزات انقلاب، هدف اصابت گلوله قرار گرفت و مجروح شد.پس از پيروزي انقلاب و ضرورت دفاع از كوي و برزن در تشكيل پايگاههاي دفاعي و كميتهها در مساجد براي حراست از دستاوردهاي انقلاب در محل سكونت خود، نقش رهبري داشت و با دادن آگاهي به مردم، نسبت به رفع نيازهاي آنان اقدام ميكرد...
ادامه مطلب اینجاست!
زندگینامه امام هشتم آقا علی بن موسی الرضا عليه السلام
حضرت رضا (عليه السلام ) در يازدهم ذيقعدهالحرام سال 148 هجري در مدينه منوره ديده به جهان گشودند. از قول مادر ايشان نقل شده است كه :" هنگاميكه به حضرتش حامله شدم به هيچ وجه ثقل حمل را در خود حس نميكردم و وقتي به خواب ميرفتم, صداي تسبيح و تمجيد حق تعالي وذکر " لاالهالاالله " رااز شكم خود ميشنيدم, اما چون بيدار ميشدم ديگر صدايي بگوش نمي رسيد. هنگاميكه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمين نهاد و سرش را به سوي آسمان بلند كرد و لبانش را تكان ميداد؛ گويي چيزي ميگفت"....
ادامه مطلب اینجاست!
در سال 1323 در نجف آباد اصفهان متولد شد. از همان آغاز کودکي فقر بر زندگيش سايه افکند لذا به ناچار در سنين کودکي مشغول به کار شد و پدر را در کار کشاورزي ياري رساند. در 15 سالگي در کارخانه ريسندگي و بافندگي نجفآباد فعاليتش را ادامه داد. در سال 1350 بعد از اتمام دورهي سربازي در شرکت ذوبآهن اصفهان استخدام شد و به مدت 5 سال تلاش کرد تا توانست قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را بياموزد.در زمان اوجگيري انقلاب به موج خروشان مبارزان پيوست و بارها....
ادامه مطلب اینجاست!
قسمتی از وصیتنامه شهید ابوالقاسم حجتی
«به پيام هاي امام امت(ولايت فقيه)چونکه پيام دهنده حقيقي اوست گوش داده و دستورات آن را عمل کنيد و خداي نکرده نگوئيد،ديگر گوش دادن به پيام هاي امام و رهبر، زمانش گذشته، هر چه داريد يکبار هم که مي شود پيامها را گوش داده و ببينيد که چه مي گويد و چه مسئوليتي در آن لحظه به دوش شما مي گذارد که بايدعمل کنيد وگرنه در روز قيامت مسئول هستيد..»
وظيفه امداد گران در شب عمليات پانسمان اوليه زخم مجروحان و انتقال آنها به عقب است . شهيد محمد حسن زاده در عمليات والفجر مقدماتي فرماندهي گردان امام حسين علیهالسلام را عهدهدار بود...
ادامه مطلب اینجاست!
شايد اين صدمين نامهاي است كه برايت مينويسم. نود و نه تاي قبلي را جواب ندادهاي، اما باز من از رو نميروم و مينويسم و مينويسم. راستي محمود! بچههاي همدوره تو هم پير شدند اگر بيايي باورت نميشود آن رزمندههاي چابكي كه در صبحگاه كرخه به يك چشم به هم زدن خودشان را بالاي تپهها ميرساندند حالا پير شدهاند و بزرگ فاميل. شوخي نيست. بيست و اندي سال از آن ماجرا ميگذرد و فقط مجالس ياد شماست كه همچون كهربايي آنان را از لابهلاي جمعيت بيرون ميكشد و گردهم جمع ميكند...
ادامه مطلب اینجاست!
اوراق چي آباداني شهر را نجات داد
اوراق چي بود و در حاشيه آبادان زندگي مي كرد. شايد به ذهنش هم نمي رسيد كه او يكي از تاثيرگذارترين چهره هاي ذفاع مقدس شود. مشغول كار بود كه نيروهاي تكاور و پيشرو عراق را ديده بود كه پس از گذشت از رودخانه بهمن شير و تسطيح اراضي ساحلي و همچنين كندن نخلها توسط دستگاه هاي مهندسي ارتش عراق ، شستش خبر دار مي شود كه اتفاق مهمي در حال رخ دادن است.مغازه را مي بندد و قبل از اينكه مانند عشاير آن منطقه اسير نيروهاي عراقي شود ، دوچرخه قراضه اش را برمي دارد و به سرعت به سمت شهر حركت مي كند...
ادامه مطلب اینجاست!
بازخواني يک وصيتنامه تاريخي...
خدايا ! تو شاهدي چندين بار به عناوين مختلف ، خطر منافقين انقلاب را ( همانان که التقاط ، به گونه منافقين خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که رياکارانه براي رسيدن به مقصودشان ، دستمال ابريشمي بسيار بزرگ - به بزرگي در مبارزه عليه آنان و در حقيقت براي جلب رضايت مسئولين و نجات بنيادي آنان خود را در صف منافق کُشان مي زنند و هم در حوزه هاي علميه به فقه و فقاهت روي مي آورند تا مسير فقه را عوض کنند ) ، به مسئولين گوشزد کرده ام ولي ترتيب اثر نداده اند...
ادامه مطلب اینجاست!
عمامه من كفن من است
پدرش كارگر بود و مادرش قالى بافى مى كرد و از همين طريق مخارج زندگى شان تامين مى شد. زندگى ساده و مختصر در يكى از مناطق مستضعف نشين اصفهان نتوانست از عشق و علاقه سرشار اين خانواده نسبت به ائمه اطهار بكاهد. تا جايى كه با همان درآمد ناچيز، جلسات روضه خوانى هر ماه در منزلشان برگزار مى شد. آدم بسيار متفاوتى بود.شايد همين تفاوت هاست كه او را از پشت نيمكت مدرسه به شاگردى كفاش محل كشاند و از هنرستان كشاورزى اصفهان به حوزه علميه قم و همين طور از تبليغ در كردستان...
ادامه مطلب اینجاست!
جديدترين خبرها در مورد چهار ديپلمات ايراني ربوده شده
«رائد موسوي» نماينده خانواده هاي چهار ديپلمات ربوده شده در لبنان، در حاشيه گردهمايي بزرگ آزادگان ايران و جهان اسلام افزود: سه، چهار سالي بود كه خبر جديدي درباره ديپلمات هاي ايراني ربوده شده در لبنان به دست نيامد اما حدود يك سال پيش اطلاع جديدي به دست ما رسيد كه در بدو اسارت، افرادي از رژيم صهيونيستي آمده و از آنها بازجويي كرده اند كه اين امر نشان دهنده دخالت قطعي رژيم صهيونيستي در روند اسارت چهار ديپلمات ايراني است...
ادامه مطلب اینجاست!



